مدیر به منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت کارهات رو روبراه کن
منشی زنگ میزنه به شوهرش میگه :
من باید با رئیسم برم سفر کاری, کارهات رو روبراه کن
شوهره زنگ میزنه به دوست دخترش و میگه :
زنم یه هفته میره ماموریت کارهات رو روبراه کن
معشوقه هم که تدریس خصوصی میکرده به شاگرد کوچولوش زنگ میزنه میگه :
من تمام هفته مشغولم نمیتونم بیام
پسره زنگ میزه به پدر بزرگش میگه :
معلمم یه هفته کامل نمیاد . بیا هر روز بزنیم بیرون و هوایی عوض کنیم
پدر بزرگ که اتفاقا همون مدیر شرکت هست به منشی زنگ میزنه میگه :
مسافرت رو لغو کن من با نوه ام سرم بنده
منشی زنگ میزنه به شوهرش و میگه :
ماموریت کنسل شد من دارم میام خونه
شوهر زنگ میزنه به معشوقه اش میگه :
زنم مسافرتش لغو شد نیا که متاسفانه نمیتونم ببینمت
معشوقه زنگ میزنه به شاگردش میگه :
کارم عقب افتاد و این هفته بیکارم پس دارم میام که بریم سر درس و مشق
پسر زنگ میزنه به پدر بزرگش و میگه :
راحت باش برو مسافرت . معلمم برنامه اش عوض شد و میاد
مدیر هم دوباره گوشی رو ور میداره و زنگ میزنه به منشی و میگه :
برنامه عوض شد حاضر شو که بریم مسافرت
تنبلهای عزیز توجه فرمائید راهکارهای جدید رسید :
.1- روزها استراحت کنید تا شبها بتوانید راحت بخوابید.
.2- در نزدیکی تختتان صندلی راحتی بگذارید، تا اگر از خواب بیدار شدید، روی آن بنشینید و استراحت کنید.
.3- خوابیدن به نشستن، نشستن به ایستادن، ایستادن به راه رفتن الویت دارد.
.4- جایی که می توانید بنشینید چرا می ایستید.
.5- کار امروز را به فردا موکول کنید و کار فردا را به پس فردا.
.6- اگر حس کار کردن به شما دست داد، کمی صبر کنید......
.
.
.
یک شب که من و همسرم توی رختواب مشغول ناز و نوازش بودیم.
در حالی که احتمال وقوع حوادثی هر لحظه بیشتر و بیشتر میشد یک دفعه خانم برگشت و به من گفت: "من حوصلهاش رو ندارم فقط میخوام که بغلم کنی."
چی؟ یعنی چه؟
و اون جوابی رو که هر مردی رو به در و دیوار میکوبونه بهم داد:
تو اصلاً به احساسات من به عنوان یک زن توجه نداری و فقط به فکر رابطهی فیزیکی ما هستی!
و بعد در پاسخ به چشمهای من که از حدقه داشت در میاومد اضافه کرد:
تو چرا نمیتونی من رو بخاطر خودم دوست داشته باشی نه برای چیزی که توی رختواب بین من و تو اتفاق میافته؟
خوب واضح و مبرهن بود که اون شب دیگه هیچ حادثهای رخ نمیده.
برای همین من هم با افسردگی خوابیدم.
فردای اون شب ترجیح دادم که مرخصی بگیرم و یک کمی وقتم رو باهاش بگذرونم.
با هم رفتیم بیرون و توی یک رستوران شیک ناهار خوردیم. بعدش رفتیم توی یک بوتیک بزرگ و مشغول خرید شدیم.
چندین دست لباس گرون قیمت رو امتحان کرد و چون نمیتونست تصمیم بگیره من بهش گفتم که بهتره همه رو برداره.
بعدش برای اینکه ست تکمیل بشه توی قسمت کفشها برای هر دست لباس یک جفت هم کفش انتخاب کردیم.
در نهایت هم توی قسمت جواهرات یک جفت گوشوارهای الماس.
حضورتون عرض کنم که از خوشحالی داشت ذوق مرگ میشد.
حتی فکر کنم سعی کرد من و امتحان که چون ازم خواست براش یک مچبند تنیس بخرم، با وجود اینکه حتی یک بار هم راکت تنیس رو دستش نگرفتهبود.
نمیتونست باور کنه وقتی در جواب درخواستش گفتم: "برشدار عزیزم."
در اوج لذت از تمام این خریدها دست آخر برگشت و بهم گفت: "عزیزم فکر کنم همینها خوبه. بیا بریم حساب کنیم."
در همین لحظه بود که گفتم: "نه عزیزم من حالش و ندارم."
با چشمای بیرون زده و فک افتاده گفت:"چی؟"
عزیزم من میخوام که تو فقط کمی این چیزا رو بغل کنی.
تو به وضعیت اقتصادیه من به عنوان یک مرد هیچ توجهی نداری و فقط همین که من برات چیزی بخرم برات مهمه."
و موقعی که توی چشماش میخوندم که همین الاناست که بیاد و منو بکشه اضافه کردم:
"چرا نمیتونی من و بخاطر خودم دوست داشتهباشی نه بخاطر چیزایی که برات میخرم؟"
خوب امشب هم توی اتاقخواب هیچ اتفاقی نمیافته فقط دلم خنک شده که فهمیده "هرچی عوض داره گله نداره."
آدولف هیتلر........................دیکتاتور آلمان................................. نقاش پوسترآلبرت انیشتن....................... فیزیکدان.................................. ...... منشی اداره ثبت
الویس پریسلی.....................خواننده... ...................................... راننده کامیون
او هنری............................نویسنده ........................................ گاوچران
جرالدفورد .........................رئیس جمهور آمریکا........................ مانکن لباس مردانه
جوزپه گاریبالدی..................انقلابی ایتالیایی.............................. ملوان
جیمی کارتر.......................رئیس جمهور آمریکا......................... بادام کار
رونالد ریگان.....................رئیس جمهور آمریکا........................ هنرپیشه سینما
شون کانری...................... هنرپیشه سینما................................ بنا و راننده کامیون
کلارک گیبل.......................هنرپیشه سینما............................... چوب بر
ویلیام فالکنر........................نویسنده ....................................... نقاش ساختمان
گاندی...............................رهبر فقید هند................................ وکیل دادگستری
جرج واشنگتن....................اولین رئیس جمهور آمریکا.................. کشاورز
نادرشاه افشار.....................موسس سلسله افشاریه...................... پوستین دوز
یعقوب لیث.........................سرسلسله صفاریان.......................... رویگر
امیر اسماعیل سامانی............سرسلسله امرای سامانی.................... ساربان
آلپتکین.............................. سرسلسله غزنویان........................... غلام زر خرید
فرخی سیستانی...................شاعر مشهور ایران......................... کارگر کشاورز
پاندیت نهرو......................نخست وزیر هند.............................. وکیل دادگستری
موسولینی......................... دیکتاتور ایتالیا................................ روزنامه نویس
ساموئل مورس...................مخترع آمریکایی............................. نقاش
جک لندن...........................نویسنده آمریکایی............................ کارگر کشتی
آلبر کامو..........................نویسنده فرانسوی............................ معلم
ریچارد نیکسون.................رئیس جمهور آمریکا......................... وکیل دادگستری
آبراهام لینکلن....................رئیس جمهور آمریکا......................... هیزم شکن
گی دو موپاسان..................نویسنده آلمانی................................ کارمند دریا داری
چارلز دیکنز.....................نویسنده انگلیسی.............................. منشی
آناتول فرانس....................نویسنده فرانسوی............................ کتابفروش
مولیر..............................نویسن ده بزرگ فرانسوی.................. هنرپیشه
هربرت جرج ولز ..............نویسنده بزرگ انگلیسی.................... شاگرد بزاز
ارنست همینگوی...............نویسنده بزرگ آمریکایی................... خبرنگار
ویلیام شکسپیر...................نویسنده بزرگ انگلیسی................... هنرپیشه سیار
فیدل کاسترو.....................رئیس جمهور کوبا.......................... دانشجوی حقوق
کاردینال ریشیلو................صدر اعظم معروف فرانسه.............. کشیش
ناپلئون بناپارت.................امپراطور فرانسه............................ افسر توپخانه
کریم خان زند....................موسس سلسله زندیه........................ تیر انداز سپاه نادر شاه
میرزا تقی خان امیر کبیر.....صدر اعظم ناصرالدین شاه................ منشی
ژاندارک..........................شخصیت نیمه مذهبی و قهرمان فرانسوی................. چوپان
هانری فورد.....................کارخانه دار آمریکایی...................... ساعت ساز
توماس ادیسون..................مخترع بزرگ آمریکایی.................... تلگرافچی
آلفرد نوبل....................... بنیانگذار جایزه نوبل...................... کارگر کارخانه
والت دیزنی......................مخترع سینمای انیمشن..................... پادوی مغازه
میکلانژ...........................نقاش مجسمه ساز ایتالیایی................. سنگ تراش
دروغ هـای عمـده زنـان بـه مـردان,دروغ زنان, دروغ زنان به مردان
فکر می کنید همسرتان به هیچ وجه اهل دروغ نیست؟
فکر می کنید همسرتان به هیچ وجه اهل دروغ نیست؟ بهتر نیست که درباره این موضوع دقیق تر بیندیشید؟ دلایل دروغ گفتن متفاوت است از نگرانی او برای احساسات شما گرفته تا حفظ رابطه خودش باشما، ولی مطمئن باشید همسر مور علاقه شما هم یک انسان است و از دروغ به عنوان یک حربه برای رسیدن به اهدافش (شاید به طور ناخودآگاه) استفاده می کند. دلیلشان هر چه که باشد ده نوع عمده آن در زیر آمده است:
دروغ هـای عمـده زنـان بـه مـردان,دروغ زنان, دروغ زنان به مردان
1 - هیچ وقت سعی نکرده ام چیزی را در مورد تو تغییر دهم .
وای فکر می کنید چه چیزی ممکن است؟ یعنی واقعاً از شنیدن صدای خرناسه شما عصبی نشده؟ یعنی او از همه رفتار شما راضی است؟ به هر حال اگر هم به شما نگفته در سالهای آینده خواهد گفت، پس تا می توانید از این فرصت بهره ببرید او« سعی نکرده چیزی را در شما تغییر دهد؟ » پس شما مرد ایده آل او هستید!
دروغ هـای عمـده زنـان بـه مـردان,دروغ زنان, دروغ زنان به مردان
2 - من از بودن در جمع دوستان تو لذت می برم .
مهم نیست دوستان شما چقدر انسان های جالبی هستند، این نظر شماست و احتمالاً همسرتان از ته قلب اینطور فکر نمی کند. پس تا آنجا که می توانید این ملاقات ها را کاهش دهید تا همسرتان تصمیم نگیر و احساس قلبی اش را راجع به ملاقات های پر سر و صدای شما با دوستانتان بیان کند.
بقیه در ادامه مطلب
دروغ هـای عمـده زنـان بـه مـردان,دروغ زنان, دروغ زنان به مردانبه مردان
ادامه مطلب ...